من چرا یادم نمی آید تورا لحظه های تلخ و شیرین تورا
هر چه بردی رنج از دست من همه رفتند و بردند از یاد من
زندگی سخت است یادم هست بودنم را در کنارت یادم هست
ولی افسوس غرق این دنیا شدم وسوسه و دست بوس این دنیا شدم
هر هزاران بار بوسه بر دستان این دنیا زدم مادرم یادم رفت دستش را خط زدم
85/11/۱۳ سفیر :: SAFIIR
بجز مشتی خاطرات خاک خورده کسی برای دوریم هم غم نخورده
زمان رفتنم آبی ندیدم زمین و بوی خاک و گل ندیدم
ندیدم طاق قرآن تا گذردم کسی باشد و از جنبش گذردم
هزاران بار از لحظه گذشتم دم آخر دلی را هم شکستم
نگو ، تقصیر کار ، من نبودم عزیزم گفت من عاشق نبودم
به هر حال این سفر در پیش دارم هزاران راه نو از پیش دارم
بجز شکر و تقدیر الهی نخواهم از کسی جز باری التعالی
۸۶/۴/۳ سفیر :: SAFIIR
* عاشق هر كه دوست دارم نيستم
* عشقي كه پايان دارد مرگ است
* بين عشق و زندگي هر دو را مي خواهم
* زخم عشق دلم را عاشق تر كرد
* زمان مرگ من عشقم با تو خواهد ماند
* تير در قلب من از يار بود
* سجده در خاك افتم طلب عشق از خدا مي كنم
* عاشقانه عشق ميورزم به زنم
* عاشقانه دوست دارم مرد عشقم را
...ادامه دارد