حق دوختن الهی است ولی چه حقی در شکافتن است
هر که را بینی تکه پارچه ای در دست می خواهد لباس اعیانی بدوزد
ای وای چرا خدا این بنده های تو اینقدر بی بند و بارند
مرا به تکه ای پاره کردند و به گوشه ای انداختند
دریغ کهنه دستمالی حتی برای پاک کردن خاک زیر پایشان
ولی می دانم خدا بزرگی و به بزگیت قسم ....
که مرا اگر تکه تکه هم کنند هیچگاه زیر بار منت این نا مردمان نمی روم
آنان که ارزش مرا به یک لباس اعیانی فروختند
می دانم که خودت جوابشان را به حق می دهی
و حال باید به انتظار بنشینم که مرا به ارزش خود بیابند و خوب بشویند
تا این غبار نا مردمان از من پاک شود
و بایستم تا بر تن حق بنده ی خدا بنشینم
safiir :: 1386/6/5